تعداد کل صفحات :your pages
1
2
3
4
5
6
7
...
خبرگزاری فارس: باتلاقی که آمریکا و متحدانش در جنگ عراق و افغانستان در آن به دام افتادند، موجب شد آنها این بار برای نیل به اهداف خود در خاورمیانه، به «نسل چهارم جنگ» متوسل شوند؛ موضوعی که در بحران سوریه کاملا مشهود است.
به گزارش خبرگزاری فارس، بالا رفتن هزینههای نظامی از یک سو و تلفات گسترده نیروی انسانی از سوی دیگر، اتاق فکر ارتش کشورها را بر آن داشت تا جایگزینی برای جنگ رو در رو و مستقیم با دشمنان خود بیابند. نسل چهارم جنگها ماحصل همین تفکر بود. در این شیوه غلبه بر نیروهای دشمن دنبال نمیشود بلکه با یورش به ذهن و روان گروههای تصمیم گیرنده دشمن، سعی میشود اراده سیاسی نیروی متخاصم درهم شکسته شود. در جنگ نسل سوم هدف دشمن تصرف سرزمین و به دست آوردن منابع بود، اما در جنگ نسل چهارم دشمن در پی تغییر نظام سیاسی کشور هدف است.
در صورت وقوع جنگ نسل سومی، مردم کشور هدف تهاجم، مانند جنگ ویتنام نفر به نفر از سرزمین خود دفاع میکنند اما در جنگ نسل چهارم، دشمن با ایجاد شکاف میان حکومت و مردم و تغییر نظام سیاسی اهداف خود را پیگیری میکند.
در واقع، اهداف دشمن در جنگ نسل چهارمی، مردم و اداره آنهاست و دشمنان بر خلاف جنگهای کلاسیک، جنگ بیقاعده را ترویج میدهند و محور اصلی آن را مردم قرار میدهند. به بیان دیگر، قدرت دولت را در اداره مردم تضعیف میکنند و مردم را مقابل دولت قرار میدهند. استفاده از قدرت اپوزیسیون داخلی و ایجاد هم افزایی میان تهدیدات داخلی و خارجی از دیگر مشخصههای جنگ نسل چهارمی است.
به این ترتیب، در این جنگ، کشورها حتی بدون تهدید و عملیات نظامی و تنها با رفتار سیاسی و روانی و با کمک قدرت رسانهها، حکومتها را به نفع اهداف خود جابجا میکنند.
نمود بارز این نسل از جنگ را به روشنی میتوان در شکلگیری و تدوام بحران سوریه مشاهده کرد؛ جنگی که استارت آن با اعتراضات مسالمتآمیز مردمی برای انجام برخی اصلاحات و تغییرات در این کشور زده شد و ظرف مدت کوتاهی به خاطر دخالتهای خارجی به خشونت کشیده شد، آنهم در حالی که بشار اسد متعهد به اعمال برخی اصلاحات شده بود.
در واقع، کشورهای غربی و عربی مخالف اسد، بعد از سالها، برای نخستین بار، زمینه را برای تغییر رژیم در سوریه مناسب دیدند آنهم بدون نیاز به دخالت نظامی و تحمل هزینههای گزاف ناشی از درگیریهای نظامی. بنابراین دامن زدن به اختلافات و حمایت مالی و تسلیحاتی از گروههای مخالف را در دستورکار خود قرار دادند.
آنها حتی به حمایت و تجهیز گروههای مخالف در سوریه نیز بسنده نکردند و با باز تولید القاعده در این کشور کوشیدند اهداف خود را در پس حمایت از این گروه تروریستی و شعارهای اسلامی آن دنبال کنند.
در مورد سوریه، به وضوح روشن است عملکرد این گروه بر از بین بردن بافت و ساختار هماهنگ و منسجم نظام این کشور متمرکز شده که راه مبارزه و مقابله با صهیونیسم را پیش گرفته است. علاوه بر این، تعمیم خشونت و دست زدن به عملیات تروریستی با تکیه بر فرهنگ فتنهانگیزی مذهبی و تبدیل سوء تفاهمهای موهوم به اختلافات عمیق، مهمترین اصل مورد اتکا در این سازمان تروریستی است؛ موردی که حوادث اخیر سوریه آن را مورد تایید قرار میدهد.
البته این صرفا القاعده نبود که مورد حمایت غرب و برخی کشورهای عربی قرار گرفت چراکه آنها برای نیل به اهداف خود در این کشور، به هر دستاویزی چنگ میزنند. در واقع، کشورهای غربی و عربی، این بار بدون تحمل هزینههای سنگین نسل سوم جنگ، به نسل چهارم جنگ رو آوردهاند و با حربه تروریسم مذهبی در تلاشند به جریان مقاومت در سوریه لطمه وارد کنند.
شاهد این مدعا، حمایتهای هنگفت آمریکا، فرانسه، انگلیس، اسرائیل، قطر، ترکیه و عربستان سعودی در زمینه ارائه کمکهای مالی، تسلیحاتی و آموزشی است. آنها حتی به این حد نیز اکتفا نکرده و سازمانهای جاسوسی برخی از این کشورها همچون آمریکا به کمک ماهوارههای پیشرفته جاسوسی، اطلاعات حیاتی دولت سوریه را در اختیار مخالفان اسد قرار میدهند تا زمینه را برای پیروزی آنها تسهیل کنند.
نکته قابل تامل اینجاست که آنها برای نیل به اهدافشان، حتی با گروههای مسلح این کشور نیز برخورد گزینشی دارند. نمود آن در اقدام وزارت خارجه آمریکا در تروریست نامیدن «جبهه النصره» کاملا مشهود بود. این گروه مسلح تروریستی زمانی مورد غضب آمریکا قرار گرفت که با تشکیل ائتلاف ملی سوریه در دوحه مخالفت کرد. با این حال، آمریکاییها به بهانه فعالیتهای افراطی این گروه و اینکه «مردم سوریه» خواستار فعالیت جبهه النصره نیست، در فهرست سازمانهای تروریستی قرار دادند.
جالب اینجاست که کشورهای دشمن سوریه، بدون ورود مستقیم به درگیریهای سوریه، به میزانی خود را به هدف نهایی یعنی براندازی اسد نزدیک میبینند که حتی برای بشار و نظام او، جایگزین تعیین کردهاند.
در همین راستا بود که «باراک اوباما»، رئیس جمهور آمریکا در استودیو شبکه تلویزیونی «ایبیسینیوز»، در مصاحبهای اختصاصی اعلام کرد: «از آنجا که ائتلاف مخالفان سوریه به اندازه کافی فراگیر بوده و نمایندگی تعداد قابل توجهی از جمعیت سوریها را عهدهدار است، تصمیم گرفتهایم این ائتلاف را به عنوان نماینده مشروع ملت سوریه در رویارویی با حکومت بشار اسد به رسمیت بشناسیم».
در واقع، دولت اوباما با این ریسک حساب شده و استقبال از سران منتخب شورشیان سوری در صدد است سرنگونی بشار اسد را تسریع کند چراکه این اقدام راه را برای کمکهای نظامی در آینده باز میکند.
البته یک هدف دیگر نیز در مجموعه اقدامات فوق نهفته است و آن تاثیرگذاری روانی بر افکار عمومی است. به این ترتیب، کشورهای غربی و عربی در تلاشند بدون دادن هر گونه تلفات و تحمل هر گونه خسارات، اراده سیاسی حاکم در سوریه را تضعیف کنند و بستر تغییر نظام در این کشور را فراهم کنند.
نظرات شما عزیزان: